رفتم دستشویی برگشتم که سریع به حالت قبلم برگردم که بتونم بخوابم
تو دستشویی که وااقعا مثل زمان مدرسته چرت میزدم
خلاصه اومدم تو جام زیر پتو چشامو بستم
فک کنم چند دقیقه که گذشت چشممو شانسی باز کردم دیدم گردو انگار که مثلا 5 دقیقه است که دم تخت نزدیک صورت من وایساده و نگاه میکنه بنده خدا اما سرو صدا نمیکنه
با خودم گفتم گردو رو بیارم رو تخت تمومه چون گردو بخوابه من نمیتونم جا به جا شم و نمیتونم بخوابم
اما گردو انقدر باحال میخوابه که گفتم گ.و.ر بابای خواب
و گردو رو آوردم پیش خودم
Baby هم از همون اول که من بیدار شدم بیدار شد
گردو اومد سرشو برد زیربغل چپم و خوابید
Baby هم یه عالمه گردن دردناک منو ماساژ داد .
1.2 ساعت بهمین منوال خواب و بیدار بودیم
در نهایت ساعت 10 بیدار شدیم
من شیرچاییمو ریختم رو لپتاپ خیلی خوش گذشت
الانم Baby داره های درس میخونه وای درس میخونه
منم دراز کشیدم با هکتور و زیرهکتوری دست سازمون
الانم اینو گوش میکنیم :
https://www.youtube.com/watch?v=Jd7lCWskkH4
Baby
:
به نام ایزد یکتا
به نام ایزد
خفه شم ؟؟؟
میخوام اناتومی بخونم
ها
کی
خیلی ز.ر میزنم نه ؟
گ.ه خوردی
الانم داره قر نا موزون رو به موزون میده
دندع عقب میخواد بره آشپزخونه ماژیک فسفری بیاره پشیمون میشه دنده جلو میاد
سوت میزنه میرقصه آناتومی میخونه و الکی مثل رادیو های زمان قبل انگلیسی حرف میزنه
آهنگ هر سری عوض میشه اونم حرکات و عوض میکنه
الان فرانسه شده الکی فرانسه حرف میزنه
صدا ورق زدنش میاد
سوت

برچسب:
نویسنده: طاها طباطبایی